تبليغاتX
رنجستان
 

 

 ای کاش جناب موسوی با هوش و ذکاوتی که ازشان سراغ داریم از چند روز قبل برای پیوستن به راهپیمایی مهم ۱۳ آبان تدبیری می اندیشید و مبدا پیوستن خود به راهپیمایی را از فرهنگستان هنر به جای دیگری انتقال میداد. به مکانی که از نظر دولت کودتا ناشناس باقی میماند ٬به طریقی که کودتاچیان را دور زده و رو در رو به بچه های سبز میپیوست. اما شیخ کروبی همواره در تمامی مناسبتها خود را به مردم میرساند. مورد حمله و حتاکی قرار میگیرد اما هر بار مقاومتر میشود٬ عمامه از سرش بر میدارند و لنگه کفش نثارش میکنند ولی باز و این بار محکمتر کودتاچیان را محکوم و رسوا میکند! گاهی فکر میکنم اگر هیچ کدام از این وقایع بعد از انتخابات پیش نیامده بود ٬ من هیچ گاه به جنم شیخ پی نمیبردم ٬ به حس انساندوستیش ٬ به وظیفه شناسی اش ٬ و هیهات بر من که چه قدر شیخ را دست کم میگرفتم! شاید بعضیها اشتباهات شیخ را از یاد نبرند اما خوب! همه ی ما جائز الخطا هستیم! مهم این است که شیخ خود را باز شناخته و تمام نیرو و همتش را بر این گمارده تا از حق مردم ٬ از رأیشان ... (که به سرقت رفت! ) از بچه هاشان ... از عزیزانشان (که یا کشته شدند یا ناپدید یا مورد تجاوز وحشیانه کثافتهایی در جلادخانه ها قرار گرفتند! ) از ثروت ملیشان ... (که به یغما رفت! )از آبرویشان ... (که به لطف کریمانه ی دولت مهرورز! از آن چیزی باقی نمانده) دفاع کند. دست مریزاد شیخ که خود را روسفید کردی. دوست دارم همینطور مقاوم و دلاور باقی بمانی.

 


پس نوشت: جا دارد نامی هم از روحانی عزیز و گرانقدر منتظری کنم که با شجاعت تمام اعلام کرد تسخیر سفارت آمریکا به کل اشتباه بود و همچنین گفت حمایتش در آن زمان از این واقعه هم کاری نادرست بوده است. امثال منتظری در تاریخ سیاست دنیا نادرند. کسیکه از امتیاز رهبری کشوری چون ایران میگذرد به خاطر مخالفت شدیدش با قتل عام های ۶۷ ٬و  ۲۵ سال در حبس و تبعید روزگار میگذراند اما لحظه ای از حق عقب نشینی نمیکند.

 



پنجشنبه 14 آبان1388 |
 

 

دکتر سازگارا در وبلاگ شخصیش به چند نکته در مورد راهپیمایی ۱۳ آبان اشاره کرده که در زیر میخوانید:

 

1. شناختن مسیر راهپیمایی: در همه کشور همان ساعت و همان مسیری که خود حکومت اعلام می کند، انتخاب می کنیم و در همان مسیر ها راه می رویم. ما برای حفظ خودمان جای دیگری نمی رویم.
شاید بشود گفت این روش در ایران اختراع شده و مطمئنا بعدا در کتاب های مبارزات بی خشونت آموزش داده خواهد شد که ایرانی ها چگونه از پتانسیل های خود حکومت استفاده کردند و هم خودشان را حفظ کردند و هم اینکه به این روش شعار های خودشان را داخل محتوای حکومت ریختند.

 

2. استقرار در محل های مناسب مسیر برای گرفتن فیلم و عکس: گرفتن فیلم و عکس و پخش شعار احتمالا از روی بلندی و سایر موارد بخشی از آکسیون است و ابزار نیرومندی است که حرکت خودمان را به سراسر دنیا می بریم. باید مسیر ها را شناسایی کنیم و از قبل جاهای مناسبی را در نظر بگیریم که بتوانیم از آن جا فیلم و عکس درست بگیریم.

 

3. جدا نشدن از یکدیگر، زن و مرد، پیر و جوان: در مسیر راهپیمایی هرچه صفوف فشرده تر، به سبک بچه های کره جنوبی، دست ها را محکم تر به هم دادن، در کنار هم بودن زن و مرد و پیر و جوان که کمک می کند صف ما از حکومتی ها جدا بشود، جوان ها بخصوص مسن تر ها را دعوت کنند که بیایند. این نمایش شکوهمندی است که می تواند بیش از پیش موثر باشد بخصوص اینکه حکومت امکان برخورد را هم از دست داده؛ همان طور که روز قدس و بعد از آن هم دیدیم. بنابراین صفوف فشرده و عظیم ما، ضامن حرکت عظیم و بزرگ ماست.

 

4. آوردن اتومبیل و حضور در خیابان ها: بخصوص اینکه اگر مقر های سپاه را که نیروهای سرکوب گر از آنجا می آیند؛ قرارگاه ثارالله تا سایر مقر ها را، شناسایی کنیم و در مسیر حرکت آن ها با اتومبیل خودمان راهبندان ایجاد کنیم، جابجایی کودتاچی ها را دشوار می کنیم و در واقع سواره نظام ما اتومبیل هایی هستند که به خیابان می آیند و می توانند بچه های پیاده را حمایت کنند. به این روش با ایجاد ترافیک جابجایی کودتاچی ها را سخت می کنیم.

 

5. سرساعت آمدن: ساعتی که اعلام می شود را باید در نظر بگیریم و سر آن ساعت برویم.

 

6. ندادن دستگیری: به هیچ عنوان نباید بگذاریم کسی از ما را دستگیر کنند.

 

7. همراه داشتن پاره ای علامت ها به خصوص عکس شهدا و علامت های سبز جنبش: که نتوانند از جمعیتی که ما داریم، سوء استفاده کنند.


پس نوشت: مدعیان اسلام و امام و استقلال و آزادی و جمهوری! در عین بی نزاکتی تمام٬ بار دیگر و اینبار به مجلس دعا خوانی یورش برده و یاران سبز را به حبس بردند. ننگ باد بر این مزدوران که حرمت هیچ چیز و هیچ کس و هیچ جا را در هیچ زمانی نگه نمیدارند.

 

 

 



چهارشنبه 29 مهر1388 |
 

انقلاب با شعار آزادی و عدالت آغاز شد و آن شعار ها در ساختار قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی به گمان ما شکل گرفت.

بسیاری به علت یا دلیل موقعیت تازه ای که در حکومت یافتند، اندک اندک از آن شعار ها کمتر دم زدند و یا دم فرو بستند. مصلحت نظام مثل جذام ریشه های آن شعار ها را بلعید و هل من مزید زد. جای آرمان، مصلحت نشست و جای ارزش های دینی، حفظ نظام ارج و اعتبار پیدا کرد. مثل همه انقلاب ها، حقیقت انقلاب در برابر واقعیت ها تسلیم شد. آرمان تیدیل به کابوس شد.

مثل همه ما که در برابر کشتار جوانان در سال 1367 ساکت ماندیم. گمان می کردیم شرایط جنگ و تهدید خارجی می تواند مجوزی برای چنان جوان کشی باشد، که در تاریخ ما کمتر نظیری برای آن می توان یافت.
آن روز ها تنها یک صدا از سراسر مسئولان کشور و نظام برخاست. صدای آیه الله منتظری، به جوان کشی اعتراض کرد، و از موقعیت سیاسی که داشت برکنار شد. در برابر اقدامی که او کرد آن موقعیت سیاسی که ارزش و اعتباری نداشت. به تعبیر امام علی علیه السلام حکومت برای احقاق حق است و گرنه بی بها تر از آب بینی بز است!

به قول مولوی:
آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
شنگینک و منگینک! سربسته به زرینک

آیه الله منتظری برای نسل ما و نسل هایی که از راه می رسند، یک حجت است. حجتی که با صدای رسا می گوید، می توان در برابر ستم ایستاد و کلمه حق را بر زبان آورد.

امروز دیگر صدای آیه الله منتظری- که به تعبیر دقیق و به هنگام دکتر بشیریه، رهبر معنوی جنبش سبز ملت ایران است- تنها نمانده است. صدای آیه الله سید جلال طاهری در قم و صدای آیه الله سید علی محمد دستغیب در شیراز بازتاب هایی از همان فریاد است. این صدا از ژرفای فطرت دینی و انسانی می جوشد. کدام فطرت انسانی ست که ستم را می پذیرد و بدتر از آن توجیه کننده ستم و سرکوب می شود؟

 

 

قسمتی از دست نوشته ی دکتر عطاءالله مهاجرانی


اتفاق کمی نیست. وقتی عطا‌الله مهاجرانی در باره اعدام‌های ۶۷ بنویسد، یعنی فرمان خمینی را زیر سوال برده. یعنی جان انسان‌ها بالاتر از ایدئولوژی است. یعنی ولایت فقیه کشک. یعنی همه چیز این سی سال بر باد فنا رفته.


این یعنی شکستن خویشتن. این یعنی بازنگری. این یعنی نگاهی جدید به خود.
 
 
 
قسمتی از دست نوشته ی نیک آهنگ کوثر
 

پس نوشت: با تشکر ویژه از مائده عزیزم ( دفتر نقاشی ) که طرز لینک دادن درون نوشته ها رو بهم یاد داد.

 

 



دوشنبه 20 مهر1388 |
 

شعر از حکیم فرزانه ابوالقاسم فردوسی طوسی

 

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

 


این شعر را شکیلا و شهریار با تنظیمی زیبا اجرا و تقدیم به ملت آریایی نژاد کردند. ( اگر تونستید موزیک ویدئو رو تا آخر ببینید به سبز بودنش هم پی میبرید.) 

 


پس نوشت:

در سایت میراث فرهنگی خبری خوش خواندم :

 نوروز جهانی شد.

 

 

 خبر کامل در اینجا: http://www.chn.ir/news/?section=2&id=50987

 

 

 



چهارشنبه 8 مهر1388 |
 

سالن در هنگام سخنرانی الف نون

 

 

سالن در هنگام سخنرانی باراک اوباما

 

 

-----------------------------------------------

فکر نمیکنم در تاریخ اینقدر به ایران و ایرانی ظلم شده باشد که با دسته گلهای این آقا! و دولت کودتا شده است.

 ترکیه در سخنرانیش ابن سینا و فارابی را ترک خوانده است!!!  

نمایندگان ۱۴۷ کشور سالن را قبل یا در هنگام سخنرانی الف نون ترک کردند!!

دیکتاتور مجبور شد از در عقب (!) هتل وارد شود تا با ایرانیان سبز روبرو نشود.

ایرانیان سبز با شعارهایی ممتد نظیر قاتل بیا بیرون٬ آشغال بیا بیرون٬ که در اطراف هتل دیکتاتور میدادند خواب را بر او حرام کردند.

حتی نماینده ی لبنان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هم در هنگام سخنرانی الف نون سالن را ترک کرد.

حداقل هیتلر نسل کشی میکرد تا نژاد آلمانی ( نژاد خودش ) را در دنیا وسعت دهد اما این دیکتاتور کوچک! تشنه ی خون هم نژادهایش است. 

---------------------------------------------

پس نوشت: یکی نیست این مجاهدین خلق رو خفه کنه؟؟؟ این گروهک تروریستی بار دیگر اعلام کرد که مراکز جدید اتمی در ایران را شناسایی کرده است. 

تروریستهایِ وطن فروش ِ بی هویت!!!!! 

 

 

 

 

 



جمعه 3 مهر1388 |
 

نیویورک به پیشواز احمدی نژاد رفته است!

 

 

 

 

 



چهارشنبه 1 مهر1388 |